سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
http://saman1348.blogfa.com/
سه شنبه 91 خرداد 30 :: 10:52 عصر ::  نویسنده : soltani

چمران خوشی روزگار در آمریکا را وانهاد و به خطرناکترین و سخت ترین منطقه رفت: لبنان؛ و همه دریافتند که دانشجوی برگزیده دانشگاه برکلی در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما درد انسان دارد.

نام «مصطفی چمران» بیش از آنکه احترام برانگیز باشد، افتخار آفرین است. افتخار برای ملتی که هیچگاه در برابر بیگانه سر خم نکرد و در برابر ترس و تسلیم زمامدارانش همواره فریاد عصیان  را سر داد.

 چمران مرد تصمیم های بزرگ  و تاریخ ساز بود. مردی که آرمانش رستگاری انسان و آگاهی بشریت بود. رهایی از گمراهی و رستن از غفلت و رخوت در جا یجای افکار و رفتار و گفتار او جاری است.

چمران دانش آموز ممتاز دبیرستان البرز که بود به همان اندازه به انسان عشق می ورزید که در «برکلی آمریکا» در کسوت یک دانشجوی ممتاز.

چمران فریاد اعتراض به ظلم  را از 16 آذر 1332 و شهادت سه دانشجوی انقلابی دانشگاه تهران تا 80 کیلومتر پیاده روی اعتراض آمیز علیه حکومت ستمشاهی پهلوی از بالتیمور تا مرکز اسلامی واشنگتن کشانید.

چمران خوشی روزگار در امریکا را وا نهاد و به خطرناک ترین و سخت ترین منطقه رفت: لبنان و همه دریافتند که دانشجوی برگزیده دانشگاه برکلی در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما درد انسان دارد.
چمران مظلومیتها را می دید و سلاح به دست گرفت. مردی که به  زیبایی  ولطافت طبع مشهور بود ناگهان محور یک مبارزه شد. مبارزه با متجاوزی که به سرزمین های اسلامی طمع کرده بود و در راس انها بیت المقدس.

و اینگونه «مصطفی» از میان زندگی مرفه یک محقق در نیوجرسی و ماندن در کنار مبارزان مسلمان مصر و سپس لبنان یکی را برگزید. راهی سخت با آینده ای مبهم. راهی که خود آن را اینگونه توصیف می کرد:
آنچه که مهم است این حقیقت روشن است که ما در هر قدم و عملی جز رضای خدا و جهاد فی سبیل ا... غرضی و هدفی نداشتیم و از هیچ احدی جز خدای بزرگ انتظار کمک و پاداشی نداریم.

چمران به لبنان آمد و چهره نورانی و شخصیت صمیمی امام موسی صدر همه رنجها را برای او آسان کرد:
چند روزی است که به شدت به کار در مدرسه جبل عامل پرداخته ام.از ساعت 5 صبح تا 8 شب بدون ناهار و استراحت می دوم و سرکشی می کنم.

او پدر بچه های جنوب لبنان شد و سنگ صبور آنها. کلمه به کلمه دردهایشان را می شنید و قطره قطره آب می شد.
او در لبنان ماند و در کنار  امام موسی صدر حرکت امل اسلامی را تاسیس کرد:
سازماندهی این حرکت نیز با این حقیر بود. مردم احزاب را رها می کردند و به این سازمان می پیوستند. سازمانی مکتبی بر اساس ایدءولوژی اسلامی بر اساس خط علی و حسین علیهم السلام. اولین بند میثاق حرکت ایمان به خداست. تا کسی خدا را درست نفهمد و ایمان نیاورد نمی تواند به حرکت وارد شود.

مدرسه جبل عامل پایگاه مقاومت شد و سنگری برای دفاع از فلسطین و لبنان. او در لبنان ماند. رنج کشید و درد دید اما صبوری کرد و رنجهایش را با برادرش امام موسی صدر در میان می گذاشت و آن دو سنگ صبور هم بودند تا شهریور 1357 و ربوده شدن «صدر» توسط قذافی. چمران تنها شده بود و هیچکس نبود تا با او درد دل کند . از سوی دیگر انقلاب اسلامی 1357 به رهبری امام خمینی (ره ) نیز به پیروزی رسیده و او پس از بیست سال به ایران بازگشت. 28 بهمن 1357.
 به خدمت امام رفت. امام از او خواست که در ایران بماند. پس ماند. لبنانی هایی که با مصطفی آمده بودند  اصرار داشتند به بنان بازگردد اما او نپذیرفت.

او پس از آن لحظه ای آرامش نداشت. از آموزش نیروهای جوان انقلابی در کاخ سعداباد تا معاونت نخست وزیری.از وزارت دفاع دولت موقت تا حضور در پاوه و کردستان وآذربایجان و سرکوب ضد انقلاب. از نمایندگی امام در شورای عالی دفاع تا نمایندگی مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی و نهایتا حضور در جبهه های جنوب همواره نگاهش معطوف اشاره های امام بود.  می گفت: من امام را تنها نمی گذارم.

«دکتر» با تعدادی از نیروهای رزمنده با آیت الله خامنه ای - مقام معظم رهبری که در آن زمان نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع بود- راهی اهواز شد و در شهری که در حال سقوط بود ستاد جنگهای نامنظم را راه انداز ی کرد و هر شب دشمن را به ضربه ای می نواختند.

مصطفی عاشق بود. عاشق خدا. عاشق رسیدن. او سعادت و خوشبختی را در مرگ سرخ می دید که در آخرین نوشته اش چند ساعت پیش از شهادت اینگونه واگویه اش کرد:

ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت، با همه مظاهر جلال و جبروت، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها، با همه وجود وداع می کنم.
 با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم.
... ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید. شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید.
ای پاهای من سریع و توانا باشید.
ای دستهای من قوی ودقیق باشید.
ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید.
ای قلب من، این لحظات آخرین را تحمل کن. ای نفس، مرا ضعیف وذلیل مگذار، چند لحظه بیشتر  با قدرت واراده صبور و توانا باش.

به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه  بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد.

دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد. دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود.
 اما این لحظات حساس،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

خدایا! وجودم اشک شده، همه وجودم از اشک می جوشد. می لرزد. می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم و از وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه بگیرد.
خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ  راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است می توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.
 
مصطفی اجر سالها جهاد و ایمان خویش را در روستای دهلاویه از خدا گرفت.
ظهر روز 31 خرداد 1360 صفیر خمپاره ای بشارت بهشتش داد و ترکشی سرخ و آتشین او را به باغ سبز خدا رسانید. او پس از سالها رنج و درد و مجاهدت و اخلاص آرام گرفت.
امام خمینی ( ره ) در سوگ چمران اینگونه نوشت :
چمران عزیز، با عقیده پاک، خالص، غیروابسته به دستجات و گروه های سیاسی و به آن ختم کرد. او در حیات با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در آن راه به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و به سرافرازی شهید شد و به حق رسید.
***
مصطفی با همه مهربانی و معرفت و تعهدش. با تمام ایمان و انساندوستی و همتش و با اخلاص و تواضع و پرهیزگاری اش نیاز امروز ماست.
به راستی آیا از درسهای چمران بزرگ آنگونه که باید بهره برده ایم ؟... 




موضوع مطلب :


دوشنبه 91 خرداد 22 :: 11:15 عصر ::  نویسنده : soltani

تلاش برای کسب مشروعیت با جعل تاریخ 
 
اما نکته دیگری که در بحث کمیته صیانت از آرا باید به آن توجه شود ادعایی است که محتشمی‌پور آن را مطرح می‌کرد و سعی داشت تشکیل چنین کمیته‌ای را از ابتکارات امام خمینی‌ (ره) معرفی کند. چنانچه در مصاحبه‌ای گفت: «زمانی که وزیر کشور بودم، شورای نگهبان تصمیم گرفته بود آرای بیش از 100 صندوق را در تهران باطل اعلام کند. من از این کار جلوگیری کردم و طبق فرمان امام کمیته‎ای پنج نفره متشکل از یک نماینده شخص امام، دو نماینده وزیر کشور و دو نماینده شورای نگهبان به‎ عنوان کمیته صیانت از آرا، بر سلامت انتخابات نظارت کردند.»
 
به هر حال در این‌که در دوره سوم انتخابات مجلس، کمیته‎ای برای صیانت از آرای مردم به دستور امام خمینی (ره) تشکیل شد، تردیدی نیست اما آن کمیته با آنچه دوم خردادی‎ها در انتخابات 1388 تشکیل دادند، تفاوت فاحش دارد. چنانچه محتشمی‌پور نیز در مصاحبه‌اش به دو مورد از آن تفاوت‌ها اشاره کرده است و اذعان دارد که اختلاف در آن دوره، میان دو نهاد مسئول در انتخابات بود؛ یعنی بین وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات و شورای نگهبان به عنوان ناظر انتخابات. و دیگر آن‌که کمیته صیانت از آرایی که در زمان امام (ره) تشکیل شد، بعد از انتخابات شکل گرفت. در حالی‎ که کمیته صیانت از آرای جبهه اصلاحات چند ماه پیش از انتخابات 22 خرداد 88 تشکیل شد! ضمن آن‌که اصلاً اختلافی میان نهادهای مسئول در انتخابات دیده نمی‌شد که نیازی به تشکیل کمیته صیانت از آرا باشد.
 
کمیته صیانت از آرا و ارتباط آن با‌سازمان سیا و خانه آزادی 
 
در آخر باید به نکته قابل تأملی درخصوص طراحی و اجرای سناریوی کمیته صیانت از آرا و ارتباط معنی دار آن با توصیه‌های راهبردی‌سازمان سیا و خانه آزادی به گروه‌های سیاسی داخل کشور در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، اشاره شود.
 
در واقع «خانه آزادی» بنیاد سیاسی وابسته به‌سازمان جاسوسی امریکا (سیا)، با انتشار دستورالعملی، توصیه‌های‌ سازمان سیا را برای صیانت از سلامت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران منتشر ساخت.
 
در مطلبی که «دانیل کالینگرت» عضو رسمی‌سازمان جاسوسی امریکا (سیا) و معاون مدیریت برنامه‌های خانه آزادی با عنوان «انتخابات مهندسی شده و راه‌های مقابله با آن» منتشر کرد، به موفقیت شیوه‌های اعمال شده‌سازمان سیا در مسیر انقلاب‌های مخملین اشاره و تأکید می‌کند: «افشای اعمال کنترل در انتخابات در سرنگونی حاکمان دیکتاتور صربستان در سال 2000، در گرجستان در جریان انقلاب سرخ سال 2003، در اوکراین در جریان انقلاب نارنجی سال 2004 و در قرقیزستان در انقلاب لاله سال 2005، مؤثر واقع شد.»
 
وی شورای نگهبان که برابر اصل 99 قانون اساسی و ماده 8 انتخابات ریاست جمهوری تنها مرجع صلاحیتدار نظارت بر انتخابات است را مانع اصلی قلمداد کرده و توصیه‌هایی را برای مخدوش کردن قانون و اصول آن و عبور از شورای نگهبان ارائه می‌کند.
 
در مجموع می‌توان اصل حرکت کمیته صیانت از آرا را در دو مورد خلاصه کرد:
 
1- شکل‌گیری با هدف اصلی مقابله با نهادهای نظارتی نظام و زیر سؤال بردن شورای نگهبان
 
2- زیر سؤال بردن انتخابات از طریق طرح موارد عینی تخلف (که هیچ کدام از آن‌ها اثبات نشده است) با هدف کلی جنگ روانی علیه نظام و مردود دانستن انتخابات
 
بنابراین کمیته صیانت از آرا یک طرح پیچیده بود که اگرچه تظاهر به قانون و صیانت از آرای مردم می‌کرد، اما در اصل یک کمیته هماهنگ‌سازی عملیات روانی علیه نظام و دولت نهم تلقی می‌شود. توجه به عدم قانونی بودن این کمیته، عدم مشروع دانستن راه‌های قانونی توسط آن، ایجاد جنگ روانی و سیاه‌نمایی علیه نظام و انتخابات و... اثبات کننده این مسئله است.
 
با این اوصاف امروز بر همگان روشن شده است که اگرچه شورای نگهبان تشکیل کمیته صیانت از آرا را غیرقانونی اعلام نمود، لکن این کمیته با صدور بیانیه‌های مکرر قبل و پس از برگزاری انتخابات، نقش عمده‌ای را در صحنه آرایی رخدادهای تلخ انتخابات دهم ایفا کرد. این بیانیه‌ها که با امضای «محتشمی» منتشر می‌شد، ضمن تشکیک و تردید در سلامت انتخابات و ادعای تقلب در آن، با صراحت ابطال انتخابات را خواستار شد و با موج آفرینی‌ها به آشوب‌ها دامن زد.
 
نماینده تام الاختیار 
 
در میان اعضای اصلی آن هم سخنی از آقای هاشمی رفسنجانی نبود و تنها از علی اکبر محتشمی‌پور به عنوان نماینده میرحسین موسوی و مرتضی الویری به عنوان نماینده مهدی کروبی و چند تن دیگر از اصلاح‌طلبان نام برده می‌شد اما بر پایه خبری که‌‌ همان زمان رسانه‌ای شد، رئیس مجمع تشخیص در آن یک نماینده تام‌الاختیار داشت.
 
بر این اساس مهدی‌هاشمی از طرف پدر در جلسه‌ای که در خصوص بررسی وضعیت نامزد‌ها و فضای انتخاباتی برگزار شده حضور یافت. او در این جلسه که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی نیز در آن حضور داشتند، به عنوان نماینده تام‌الاختیار‌هاشمی رفسنجانی به عضویت «کمیته مشترک صیانت از آرا» در آمد.
 
به موازات انتشار این خبر‌ها، سران اصلاحات هم ضمن شبهه پراکنی درباره صحت انتخابات، حتی از لزوم حمایت ناظران و مجریان انتخابات از این کمیته غیرقانونی سخن گفتند.
 
حسین کاشفی، سخنگوی جبهه مشارکت ایران اسلامی در این باره، خواستار حمایت شورای نگهبان از تشکیل کمیته صیانت از آرا شد و دلیل آن را همانند آقای هاشمی، «اعتمادسازی» دانست.
 
چند روز پس از آن، نخستین جلسه سراسری کمیته مذکور در تهران برگزار شد. حاجی، دبیر اجرایی کمیته صیانت از آرا پس از این جلسه خبر داد که «برنامه‌های این کمیته به نمایندگان استان‌ها اعلام شده است.»
 
جالب این‌که محافل بیگانه که همیشه مردم را به تحریم انتخابات فراخوانده بودند این بار، ضمن تشویق آنان به حمایت از کاندیداهای رقیب دکتر احمدی‌نژاد، بویژه میرحسین موسوی، از تشکیل و فعالیت کمیته مذکور بشدت حمایت می‌کردند.
رئیس مجمع تشخیص هم که بنا به مصلحت‌هایی از ورود آشکار به صحنه انتخابات خودداری کرده بود، سعی می‌کرد که با لوازم و امکاناتی که در اختیار دارد، موانع پیش روی فعالیت این کمیته را هموار کند و به آن مشروعیت ببخشد.
 
آخرین تریبون 
 
آخرین تریبونی که در این باره مورد بهره‌برداری آقای هاشمی قرار گرفت، نمازجمعه اول خرداد ماه بود.
 
وی رویکرد رسانه ملی را که همسو با مواضع وی نبود، غیرمنصفانه خواند و آن را زمینه‌ای برای توجیه تردیدآفرینی درباره انتخابات قرار داد: «صدا و سیما نیز از این به بعد سعی کند که در این دوره 20 روزه منصفانه و بدون جانبداری به وظیفه خود عمل کند تا مردم مطمئن بشوند که تبلیغات مسمومی که بیان می‌کند آرایتان را می‌برد از بین برود.»
 
همزمان با انتشار نظرسنجی‌های مختلف دیگری که حاکی از وضعیت نامناسب کاندیداهای رقیب دکتر احمدی‌نژاد بود، القای شبهه درباره سلامت انتخابات نیز از سوی سران و احزاب افراطی اصلاح طلب از یک سو و محافل غربی و صهیونیستی از سوی دیگر، شدت بیشتری گرفت.
 
به عنوان نمونه علاوه بر رسانه‌هایی چون بی‌بی سی، مؤسسه چتم‌هاوس لندن و مؤسسه مطالعات ایران در اسکاتلند در گزارش مشترکی ادعای احتمال دستکاری آرا در انتخابات 22 خرداد را مطرح کردند.
 
آنچنان که گزارش‌ها حکایت می‌کرد، قرار بود مأموریت اصلی کمیته صیانت از آرا «پس از انتخابات» و در صورت شکست کاندیداهای اصلاح‌طلب آغاز ‌شود اما نظرسنجی‌های مختلف، زمان مأموریت آن‌ را به جلو انداخته بود.
 
این محافل در عین حال از تحقق نتیجه مطلوب در انتخابات هم ناامید نبودند و کارساز شدن تخریب و متهم کردن رقیب را محتمل می‌دانستند. در واقع هرگز سعی نمی‌شد که اعتبار انتخابات به صورت مطلق زیر سؤال برده شود.
 
در پاسخ به موج بزرگ شبهه‌افکنی‌های مورد اشاره بود که آیت‌الله جنتی در آخرین نماز جمعه پیش از انتخابات در روز 15 خرداد، با اشاره به تبلیغات محافل بیگانه خاطر نشان کرد: این‌ها یاوه‌گویی‌هایی است که با هدف دلسرد کردن ملت ایران مطرح می‌شود اما شورای نگهبان با نظارت قوی و قدرتمند در صحنه است و من به شما قول می‌دهم وظیفه شورای نگهبان در حفاظت از آرا به خوبی صورت خواهد گرفت و همه می‌دانند که شورای نگهبان نه حزبی دارد و نه منافعی و فقط به یک وظیفه الهی در مسیر خط امام و رهبری می‌اندیشید.
 
البته یک روز پیش از آن، رهبر انقلاب اسلامی در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) با اشاره به تلاش چند ماهه رسانه‌های بیگانه برای مخدوش جلوه دادن انتخابات ریاست جمهوری، تأکید کرده بودند: دشمنان ملت،‌گاه انتخابات ایران را انتصابات می‌خوانند و‌گاه می‌گویند رقابت نامزد‌ها بازی کنترل شده درون حکومت است و انتخابات حتماً با تقلب همراه خواهد بود که البته هدف همه این تلاش‌ها، ضربه زدن به مردم سالاری دینی و جلوگیری از مشارکت قوی مردم در انتخابات است.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ملت ایران را ملتی عزیز، باهوش، بیدار و آزموده شده خواندند و افزودند: دشمن درصدد است با القای ناامیدی در مردم، نظام را از پشتوانه مستحکم خود یعنی آرای مردمی محروم کند و با کمال تأسف در داخل نیز افرادی از روی غفلت‌‌ همان حرف‌های دشمن را تکرار و عملاً به تحقق اهداف دشمن کمک می‌کنند که باید به حال آن‌ها حقیقتاً تأسف خورد.
 
ایشان تعیین مسئولان مختلف نظام را از افتخارات ملت ایران دانستند و تأکید کردند: بیگانگان درصددند این افتخار و سرافرازی را از ملت بگیرند اما هرکس به استحکام نظام و به اسلام و ملت ایران علاقه‌مند است عقلاً و شرعاً بر او واجب است که در انتخابات شرکت کند.
 
اصرار طراحان و سران کمیته صیانت از آرا در تخطئه سلامت انتخابات اما، همچنان ادامه یافت تا تردیدی در این موضوع باقی نماند که در صورت رویگردانی مجدد مردم از جریان مخالف دکتر احمدی‌نژاد، این جریان علاوه بر ایجاد راه گریزی برای فرار از شکست، پیروز انتخابات را متهم به تقلب می‌کند.
 
در همین راستا، در روز 19 خرداد ماه و درست سه روز پیش از انتخابات، محتشمی‌پور و الویری رؤسای کمیته صیانت از آرای ستاد میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامه مشترکی به دبیر شورای نگهبان، از آنچه «تخلفات گسترده در انتخابات» نامیدند، ابراز نگرانی کردند.
 
بریزند در خیابان‌ها 
 
آقای هاشمی رفسنجانی هم که از سوی رئیس جمهور، «صحنه گردان اصلی» انتخابات لقب گرفته بود، حتی در روز انتخابات هم آخرین تیرش را پس از نوشتن نامه جنجالی‌اش به رهبر انقلاب، به سمت مجریان انتخابات شلیک و سعی کرد که سلامت انتخابات را مخدوش کند: «بسیار مهم است که این انتخابات به گونه‌ای برگزار شود که هیچ کس نتواند شبهه‌افکنی کند و همه بپذیرند آنچه که از صندوق بیرون می‌آید‌‌ همان باشد که مردم رأی دادند.»
 
 «عفت مرعشی»، همسر وی نیز صبح روز جمعه پس از انداختن رأی خود در صندوق حسینیه شماره یک جماران ناخشنودی خود از احتمال پیروزی احمدی‌نژاد را چنین بیان کرد‏: «امیدواریم احمدی‌نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ خود را دریافت کنند‏.» ‏ 
 
خانم مرعشی همچنین با تأیید سخنان همسرش در پیش‌بینی آغاز ناآرامی‌ها، گفت، در صورتی که میرحسین موسوی رئیس جمهور نشود و شائبه تقلب پیش آید مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض خواهند کرد‏.
 
به موازات سخنان اعضای خانواده ‌هاشمی، شخصیت‌های اصلاح طلب هم مدعی پیروزی میرحسین موسوی شدند.
 
محمد نعیمی‌پور از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت و مدیر مسئول روزنامه یاس نو در گفت‌وگویی با سایت نوروز اعلام کرد: «اگر امدادهای غیبی به یاری احمدی‌نژاد نیایند در همین دور اول آقای موسوی رئیس‌جمهور ایران خواهد شد.»
این سخنان در شرایطی بیان می‌شد که گزارش‌ها حاکی از وضعیت نامناسب آقای موسوی در اکثر حوزه‌های رأی‌گیری بود.
 
به همین دلیل بود که سایت‌های حامی وی قبل از آغاز رأی‌گیری میرحسین را با 30 میلیون رأی پیروز قطعی انتخابات نامیدند اما موسوی پس از نامساعد دیدن اوضاع، دست به قلم شد و در روز انتخابات با نوشتن نامه‌ای اعتراضی به رهبر معظم انقلاب، احتمال تخلف در انتخابات را مطرح کرد.
 
وی که پیش‌تر توزیع «سهام عدالت» و «سفرهای استانی» رئیس‌جمهور را دلیلی بر تخلف و صحت ادعای خود می‌دانست، در اقدامی عجیب در شب انتخابات و در حالی که رأی‌گیری در بسیاری از حوزه‌ها همچنان ادامه داشت، مدعی پیروزی خود در انتخابات شد.
 
 کار به همین جا ختم نشد. چنانکه موسوی در ساعت 11 شب 22 خرداد اسم رمز آشوب را با جمع کردن خبرنگاران داخلی اعلام کرد. وی در حالی که همچنان مدعی تقلب در انتخابات بود گفت که بر اساس گزارش‌هایی که از نیرو‌هایش در حوزه‌های رأی‌گیری به او رسیده، با فاصله زیاد پیروز قطعی انتخابات است.
 
از همین جا بود که پروژه تقلبی که حدود 8 ماه پیش و از تریبون نماز جمعه توسط آقای هاشمی کلید خورده بود، وارد فاز عملیاتی شد و در کمتر از 12 ساعت با کمک بیانیه‌ای که میرحسین موسوی منتشر کرد، منجر به آغاز آشوب‌های پرهزینه‌ای در پایتخت کشور شد.
 
در واقع در انتخابات 22 خردادماه که ایران اسلامی شاهد حضور قریب به 40 میلیون ایرانی در پای صندوق‌های رأی و «یک انتخابات بی‌سابقه» در دنیا بود، عدم تمکین مدعیان دموکراسی و قانون گرایی در برابر اراده و انتخاب اکثریت مردم، این حماسه بی‌نظیر را در ذائقه ملت تلخ نمود.
 
پس از بیانیه‌های میرحسین موسوی و مهدی کروبی با محور زیر سؤال بردن نتیجه انتخابات، راهپیمایی‌های غیرقانونی در خیابان‌های پایتخت به دعوت کاندیداهای اصلاح طلب شکست خورده در انتخابات برگزار شد.
 
سازمان مجاهدین انقلاب در 24 خردادماه و در بیانیه‌ای همانند میرحسین نتیجه انتخابات را «مهندسی آرا و کودتایی نرم علیه مردم سالاری» نامید و از ادامه اعتراضات حمایت کرد.
 
با این حال، وزارت کشور و شورای نگهبان با استناد به مدارک موجود انتخابات ریاست جمهوری دهم را از سالم‌ترین انتخابات‌ها خواندند. 
 
البته تأیید صحت انتخابات پس از آن صورت گرفت که هر کدام از نامزد‌ها ده‌ها هزار نماینده در پای صندوق‌های رأی‌گیری داشتند و شورای نگهبان هم از نمایندگان نامزد‌ها برای حضور در محل این شورا و نظارت بر جریان انتخابات و نحوه تجمیع آرا دعوت کرده بود که همه به سلامت انتخابات اذعان داشتند. 
 
شورای نگهبان در روز 25 خرداد ماه با وجود فقدان وظیفه با دعوت از نامزدهای معترض، آمادگی خود را برای استماع اظهارات و دریافت اسناد و مدارک آنان جهت فراهم آمدن امکان بررسی و رسیدگی بهتر و بیشتر اعلام کرد. 
 
در همین روز، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار میرحسین موسوی با ایشان، بر پیگیری مسائل از طریق مراجع قانونی تأکید کردند. 
 
با این حال، موسوی بدون توجه به این موضوع، خبر داده بود که در تظاهرات غیرقانونی روز 25 خرداد حاضر خواهد شد. 
رهبر معظم انقلاب فردای آن روز هم، در دیدار نمایندگان ستادهای چهار نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ضمن استماع اظهارات آنان، با تأکید بر این‌که اشکالات به انتخابات باید از مجاری قانونی پیگیری شود، خاطرنشان کردند: این اشکالات حتماً باید رسیدگی شود و من از شورای محترم نگهبان و وزارت کشور می‌خواهم اشکالات مطرح شده دقیقاً بررسی شود تا شبهه‌ای باقی نماند. 
 
از سوی دیگر وزارت کشور هم مرتباً اسناد مختلف و آمار و ارقام مربوط به استان‌ها، شهرستان‌ها و حتی حوزه‌های رأی‌گیری را برای شفاف سازی منتشر می‌کرد. 
 
اما تأکید بر ادامه اعتراضات خیابانی و آنچه ابطال انتخابات خوانده می‌شد، تنها پاسخ کاندیداهای معترض به رأی مردم و دعوت مسئولان به قانون بود. 
 
از این رو، غیر از محسن رضایی، هیچ یک از کاندیداهای اصلاح طلب به دعوت شورای نگهبان برای جلسه روز 30 خرداد پاسخ مثبت نداد که پس از بازشماری آرای برخی از حوزه‌های مورد نظر آقای رضایی و عدم وجود مغایرت در آن‌ها، وی به صحت انتخابات اطمینان یافت و از ادامه پیگیری‌ها انصراف داد. 
 
عدم همکاری با شورای نگهبان 
 
با این حال شورای نگهبان با موافقت رهبر معظم انقلاب، زمان رسیدگی به شکایات انتخاباتی را از روز سوم تیرماه به مدت 5 روز دیگر تمدید کرد تا فرصت دوباره‌ای در اختیار میرحسین و مهدی کروبی برای ارائه اسنادی در تأیید ادعایشان قرار دهد. 
 
این شورا همچنین هیأت ویژه‌ای برای بررسی اعتراضات تشکیل داد که با عدم همکاری سران اصلاحات مواجه شد. 
در آخرین روز از مهلت تمدید شده برای رسیدگی به شکایات هم، شورای نگهبان در برابر دوربین‌های رسانه ملی و حدود 300 نفر از نمایندگان نامزد‌ها، 10 درصد از کل صندوق‌های اخذ رأی را بازشماری کرد که تخلف قابل ذکری در آن‌ها دیده نشد. 
 
این تلاش‌ها البته باعث نشد که سران اصلاحات ادعاهای خود را از راه قانونی پیگیری و سندی ارائه کنند و همچنان هواداران خود را به ایجاد ناآرامی در خیابان‌ها تحریک می‌کردند. نقش آفرینی محافل بیگانه و دشمنان جمهوری اسلامی در خط‌دهی به آشوب‌ها هم علنی شده بود. 
 
شاید به همین دلیل یود که رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان چهار نامزد انتخابات تأکید کردند: اگر نتایج انتخابات غیر از این هم می‌شد، قطعاً چنین حوادثی پیش می‌آمد. 
 
آقای هاشمی هم با وجود گذشت چندین روز از برگزاری انتخابات، همچنان ترجیح داد که ناظر ناآرامی‌هایی باشد که اظهارات وی در ایجاد آنان تأثیرگذار بوده است. 
 
او حتی کوشید که همانند استفاده‌ای که تاکنون از تریبون نماز جمعه برده بود، از نماز جمعه روز 26 تیرماه هم به سود سران اصلاحات و حامیانشان بهره‌برداری کند. 
 
به همین دلیل بود که آیت‌الله جنتی، چندی بعد و در نماز جمعه نهم مردادماه، با اشاره به برخی نقل‌قول‌ها در سال پیش از انتخابات در خصوص شبهه تقلب اظهار داشت: وقتی من این نقل قول‌ها را شنیدم احساس خطر کردم و فهمیدم چه نقشه‌ای برای انتخابات کشیده‌اند. 
 
وی انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در سال 84 را مورد توجه قرار داد و اظهار داشت: این توطئه‌ها از‌‌ همان چهار سال قبل وقتی که برخی در رقابت شکست خوردند شروع شد چراکه آن‌ها نتوانستند یک فرد جوان مثل آقای احمدی‌نژاد را تحمل کنند و اختلاف هفت میلیونی را ببینند و این بود که از‌‌ همان وقت این موضوع در فکرشان بود که انتقام بگیرند و نگذارند این اتفاق دوباره تکرار شود. 
 
دبیر شورای نگهبان ادامه داد: از خارج کشور مرتب بحث تقلب در انتخابات مطرح شد و عده‌ای نیز در داخل این موضوع را دنبال کردند که حتی مقام معظم رهبری در ابتدای سال نیز به این شبهات پاسخ داد. 
 
وی با اشاره تلویحی به سخنان همسر آقای هاشمی خاطرنشان کرد: یکی از اشخاص نیز در هنگام رأی دادن وقتی رأی خود را به صندوق انداخت به مردم گفت که به چه کسی رأی داده است و ادامه داد امیدوارم در انتخابات تقلب نشود و اگر تقلب صورت نگیرد فلان کاندیدا رئیس‌جمهور خواهد شد وگرنه مردم باید به خیابان‌ها بیایند و اعتراض کنند. 
 
خطیب موقت نماز جمعه تهران با بیان این‌که این مسائل نشان می‌دهد حوادث بعد انتخابات از پیش طراحی شده است، ‌افزود: تمام راهکارهای این موضوع نیز از سوی آن‌ها پیش‌بینی شده بود. 
 
اما اشاره دبیر شورای نگهبان درباره آغاز توطئه‌ها از سال 84، معطوف به طرح ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری نهم بود. 
 
در این انتخابات هم، آقای هاشمی مدعی اصلی تقلب در انتخابات بود. البته مهدی کروبی نیز با طرح موضوع جالب «خواب اصحاب کهف»‌‌ همان ادعای رئیس مجمع تشخیص را مطرح کرد. 
 
اما از آنجایی‌که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نهم بر عهده دولت سید محمد خاتمی بود، وی چندان بر این ادعا اصرار نکرد. 
 
البته در شرایطی که دولت اصلاحات حامی جدی آقای هاشمی در انتخابات بود، موسوی لاری، وزیر وقت کشور، نتوانست در برابر ادعای تقلب سکوت کند. از این رو اعلام کرد که انتخابات نهم بدون هیچ مشکلی و «کاملاً سالم» برگزار شده است. 
 
آنچنان که غلامحسین الهام، عضو حقوقدان شورای نگهبان، می‌گوید، آقای هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات دوم خرداد 76 هم گفت که از تقلب در انتخابات نگران است و به جامعه القا کرد که اگر شخص دیگری غیر از خاتمی رأی بیاورد در انتخابات تقلب شده است. 
 
آنچنان که محمدرضا میرتاج‌الدینی، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور می‌گوید تلاش آقای هاشمی برای القای تقلب در آن انتخابات هم از تریبون نماز جمعه صورت گرفت و وی در نماز جمعه 2 خرداد سال 76 سخنانی در مورد تقلب در انتخابات را به نفع کاندیدای مورد حمایت خود که خاتمی بود، بیان کرد. 
 
آنچنان که دکتر الهام می‌گوید، آقای هاشمی در تشکیل کمیته صیانت از آرا نیز سابقه‌ای طولانی دارد چرا که وی «در انتخابات اخیر مجلس خبرگان تجربه‌ای در بحث صیانت از آرا داشت و در انتخابات ریاست جمهوری برخی از تجربه ایشان استفاده کردند.» 
 
به گفته دکتر الهام برخلاف انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، در انتخابات مجلس خبرگان، نظارت نامزد‌ها را بر صندوق‌های اخذ رأی نداشتیم؛ با این حال آقای هاشمی چنین مطالبه‌ای از شورای نگهبان داشتند و اعتراض نموده و فشارهایی هم بود که فقهای شورای نگهبان به خاطر مصلحت آئین نامه را تغییر دادند و حضور نمایندگان نامزد‌ها در انتخابات مجلس خبرگان، پیش‌بینی شد. 
 
عضو شورای نگهبان، با اشاره به این‌که دختر آقای هاشمی نماینده ایشان در آن انتخابات شد، خاطرنشان کرد: شبکه‌ای از ناظران را سازماندهی کردند که به عنوان نماینده آقای هاشمی پای صندوق‌های اخذ رأی حضور داشته باشند که آقای هاشمی از این تشکیلات تحت عنوان کمیته صیانت از آرا یا چیزی به این مضمون نام برد و گفت که این یک تجربه بود و این تجربه در انتخابات خبرگان که آقای هاشمی هم کاندیدا بودند، موفق بود؛ لذا آقای موسوی هم در انتخابات ریاست جمهوری از پسر آقای هاشمی برای تشکیل کمیته صیانت از آرا استفاده کرد. 
 
وی با اشاره به طرح تشکیل کمیته صیانت از آرا از سوی‌ هاشمی رفسنجانی در انتخابات اخیر گفت: این کمیته برای تشکیل قدرت موازی در کشور و فشار بر نظام اسلامی تشکیل شده بود و از‌‌ همان ابتدا اندیشه اغتشاش و اعتراض به نتیجه انتخابات در ذهن آن‌ها شکل گرفته بود.
 
عضو حقوقدان شورای نگهبان در ادامه بیان داشت: پس از انجام مناظره‌های انتخاباتی و پس از آن‌که شکست در انتخابات برای جریان اصلاح‌طلب مسجل شده بود، خاندان ‌هاشمی تهدید و فتنه علیه نظام را کلید زدند. 
 
 
نامه جنجالی و بدون سلام رئیس مجمع تشخیص به رهبر معظم انقلاب و پیش بینی آشوب‌ها، سکوت چند هفته‌ای وی در قبال اغتشاشاتی که به بهانه تقلب صورت گرفت، صحنه گردانی مهدی هاشمی در پروژه تقلب، مواضعی که در حمایت از مدعیان تقلب اتخاذ کرد و دیدار‌های وی با سران این جریان، همگی حاکی از نقش غیر قابل انکاری است که می توان برای هاشمی رفسنجانی در القاء پروژه تقلب قائل بود




موضوع مطلب :


دوشنبه 91 خرداد 22 :: 11:14 عصر ::  نویسنده : soltani

شکیل کمیته صیانت از آرا 
 
همان‌طور که پیش‌تر اثبات شده بود، روند تردید آفرینی درباره صحت انتخابات نه تنها متوقف نشد که در هر دو جبهه داخلی و خارجی شدت بیشتری یافت و حتی زمینه آغاز زمزمه‌هایی درباره تشکیل کمیته و سازمان‌هایی غیرقانونی را فراهم آورد.
 
رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون در این مدت بار‌ها از «احتمال تقلب در انتخابات» و «لرزان بودن پایه‌های دموکراسی در ایران»، سخن گفته و حتی خواستار «نظارت ناظران بین‌المللی بر انتخابات ایران» شدند. در داخل کشور، افراطیون اصلاح طلب هم اظهارنظر پیرامون لزوم تشکیل کمیته‌ای موسوم به «صیانت از آرا» را به سطح رسانه‌ها کشاندند.
 
البته مجریان و ناظران انتخابات هم که از پشت پرده و اهداف این زمزمه‌ها اطلاع داشتند، به آن واکنش نشان دادند.
 
صادق محصولی وزیر کشور با انتقاد از طرح چنین سخنانی، حضور مردم در انتخابات را نشانه سلامت کامل آن دانست و حتی گفت: وزارت کشور تعهد کامل می‌دهد که هیچ نگرانی از بابت برگزاری سالم انتخابات در کشور وجود ندارد و مطرح‌شدن این مسائل تنها دسیسه دشمن است تا از مشارکت مردم جلوگیری کند.
 
کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان نیز با غیر قانونی خواندن تشکیل چنین کمیته‌ای، گفت: «شورای نگهبان طی 30 سال گذشته بی‌طرفی خود را نشان داده است و اسناد و مدارک آن نیز موجود است که در طول سال‌های گذشته انتخابات سالم برگزار شده و به نظر ما هیچ نیازی به ابراز نگرانی در خصوص سلامت انتخابات وجود ندارد.»
 
به موازات این اظهارات، بخشی از نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی هم کمیته مذکور را «کاملاً غیرقانونی» دانستند و لب به انتقاد از حامیان تشکیل آن گشودند.
 
با این حال آقای هاشمی رفسنجانی در روز چهارم اردیبهشت ماه، باز هم تریبون نماز جمعه را به عنوان محل اصرار بر ایده تقلب قرار داد.
 
سخنان رئیس مجمع تشخیص این بار از مرز شبهه و تردید افکنی گذشت و بدون توجه به گفته‌های وزیر کشور، به عرصه «تضمین خواهی» از مجریان انتخابات رسید.
 
وی انتخابات دهم ریاست جمهوری را مهم‌ترین مسئله پیش روی کشور دانست و گفت: ‌ مسئولان باید سلامت انتخابات را برای جامعه تضمین کنند تا مردم با خیال راحت پای صندوق‌های رأی حضور داشته باشند و این اطمینان دادن یک ضرورت است.
 
گرچه علت طرح و هدف این سخنان که حدود 50 روز پیش از برگزاری انتخابات مطرح می‌شد، مسئولان و تحلیلگران را نسبت به حرکت‌های بعدی آقای هاشمی و طراحان کمیته صیانت از آرا نگران کرده بود اما همچنان جهت کلی تلاش‌ها به حضور حداکثری مردم در انتخابات معطوف بود.
 
با این حال آقای هاشمی خوب می‌دانست که پخش خطبه‌هایش از شبکه اول رسانه ملی، همه مردم را مخاطب او خواهد ساخت و به سرعت فضا را به سرعت به سمت و سوی دلخواه پیش خواهد برد.
 
نظرسنجی‌هایی هم که در جریان همین روز‌ها از سوی مراکز معتبر منتشر می‌شد، جریان رقیب محمود احمدی‌نژاد را در ادامه این تردید افکنی‌ها و پیگیری امور مربوط به کمیته مذکور مصمم‌‌تر می‌کرد چرا که نتیجه این نظرسنجی‌ها با اعداد و ارقام مطلوب آنان، فاصله زیادی داشت.
 
این موضوع ب?8? همراه چندین جلسه پنهانی، منجر به اعلام خبری شد که روز هفتم اردیبهشت با تی‌تر «تشکیل کمیته‌ هماهنگی شوراهای راهبری انتخاباتی مهدی کروبی و میرحسین موسوی» بر پیشانی روزنامه اعتمادملی نشست.
هدف این کمیته «صیانت از آرا» ی مردم خوانده شد اما تردیدآفرینی آن درباره صحت انتخابات بسیاری از سیاسیون را به این نتیجه رساند که هدف اصلی «پرورش ایده تقلب» برای زمان ضرورت است.
 
کمیته صیانت از آرا چه بود؟ 
 
مهدی هاشمی عضو محوری اتاق فکر کمیته به اصطلاح صیانت از آرا بود. او با تجربه انتخابات خبرگان چهارم، استراتژی القای شبهه تقلب را ماه‌ها پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در دستور کار قرار داده بود.
 
سندی که مشاهده می‌کنید، دستخط مهدی هاشمی درباره استراتژی القای تقلب است که در آن این استراتژی به سه بخش قبل از انتخابات، در هنگام انتخابات و بعد از انتخابات تقسیم شده است.
 
 
در بخش دیگری از این سند اشکالات عمده این‌گونه توضیح داده شده که 1- امکان رأی دادن چند باره 2- اشکال تیم شمارش3- پرداخت از شهرداری به مدیران مدرسه و مساجد 4- احمدی‌نژادخودش این تیم را درست کرده است و... 
اما مهم‌ترین بخش این یادداشت، آنجا است که مهدی هاشمی تیم نظارت شورای نگهبان و وزارت کشور را یکی می‌داند و از این مسئله «عدم انتخابات سالم» را نتیجه می‌گیرد.
 
این دست‌نوشته ماه‌ها قبل از انتخابات نوشته شده و از آن می‌توان حجم توطئه «تقلب» را ارزیابی کرد.
 
از سوی دیگر، نمایندگان میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نفر از نامزدهای انتخابات دهم ریاست جمهوری به دنبال جلسه مشترکی که در ششم فروردین 88 داشتند برای تشکیل کمیته صیانت از آرا به توافق رسیدند و سید علی اکبر محتشمی‌پور از ستاد مهندس موسوی و مرتضی الویری از ستاد مهدی کروبی به عنوان رؤسای کمیته‌های صیانت از آرا انتخاب شدند.
 
طی 30 سال گذشته تمامی انتخاباتی که در ایران برگزار شده در صحت و سلامت بوده است و اگر در موارد نادری هم انتقادی وجود داشته خیلی زود به پایان رسیده است. چنین سابقه درخشانی اجازه نمی‌داد تا اگر در مقطعی اعلام شود در انتخابات تقلب شده، افکار عمومی به راحتی آن را بپذیرد؛ پذیرش مردمی این موضوع نیازمند مباحثی به عنوان پیش زمینه بود.
 
سخنان برخی از جمله ‌هاشمی رفسنجانی در سال 87 در خصوص تردید سلامت انتخابات و احتمال تقلب در آن، زمینه خو گرفتن افکار عمومی با موضوع تقلب در انتخابات را فراهم می‌ساخت.
 
وی که در جمع اعضای شورای مرکزی خدمتگزاران‌سازندگی و نیز اعضای‌سازمان اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد منطقه 9 سخن می‌گفت، با تأکید دوباره بر لزوم سلامت انتخابات، خطاب به ناظران و مسئولان برگزارکننده انتخابات گفت: «اگر ناظران و مسئولان برگزاری انتخابات رأی مردم را ضایع کنند و اعلام قیمومت کنند و نگذارند آنچه مردم می‌خواهند اعلام شود، این کار خیانت و مستوجب عذاب الهی است.»
 
هاشمی افزود: «حتی اگر بر اساس مصلحت برخی بگویند این فرد نباید انتخاب شود، اشتباه است و منتهی به استبداد می‌شود و این اتفاق شومی خواهد بود.»
 
اظهارات تردیدآمیز نسبت به سلامت انتخابات و تذکر رهبر انقلاب 
 
در کنار این سخنان، برخی از سران جبهه دوم خرداد نیز اظهارات تردیدآمیزی را نسبت به سلامت دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ابراز می‌داشتند.
 
این نوع سخنان در ‌‌نهایت عاملی شد برای این‌که مقام معظم رهبری در آغاز سال 88 در جوار مرقد شریف رضوی در سخنرانی خود به این بحث بپردازند و نسبت به آن ابراز گلایه کنند. معظم له در این باره فرمودند: «انتخابات به فضل الهی و به حول قوه الهی انتخابات سالمی است. من می‌بینم بعضی‌ها در انتخاباتی که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده‌اند به خدشه کردن. این چه منطقی است؟ ‌این چه فکری است؟ این چه انصافی است؟ این همه انتخابات در طول این 30 سال انجام گرفته است، مسئولان وقت در هر دوره‌ای رسماً متعهد شده‌اند و صحت انتخابات را تضمین کرده‌اند، و انتخابات صحیح بوده است؛ چرا بی‌خود خدشه می‌کنند، مردم را متزلزل می‌کنند، تردید ایجاد می‌کنند؟»
 
اما عده‌ای گوش شنوایی برای شنیدن این اظهارات روشنگرانه نداشتند و با کار کردن روی موضوع «کمیته صیانت از آرا» به عنوان گام دوم و طرح بحث تقلب در انتخابات، عاملی شدند تا بخشی از مردم واقعاً باور کنند که گویا قرار است در انتخابات اتفاقی بیفتد و آن بخش از مردم هم که به این باور نرسیده بودند از نظر ذهنی آماده می‌شدند تا شاهد انتخاباتی متفاوت با برخی جنبه‌های منفی باشند.
 

 
تشکیل کمیته صیانت از آرا توهین به مردم و نظام بود 
 
نمایندگان میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نفر از نامزدهای انتخابات دهم ریاست جمهوری به دنبال جلسه مشترکی که در ششم فروردین 88 داشتند برای تشکیل کمیته صیانت از آرا به توافق رسیدند و سید علی اکبر محتشمی‌پور از ستاد مهندس موسوی و مرتضی الویری از ستاد مهدی کروبی به عنوان رؤسای کمیته‌های صیانت از آرا انتخاب شدند.
 
اما مسائل اصلی و اساسی از گذرگاه کمیته‌ای می‌گذشت که محتشمی‌پور ریاست آن را بر‌عهده داشت و کمیته ستاد کروبی راهرویی از آن محسوب می‌شد. تشکیل کمیته صیانت از آرا که با شعار حفظ سلامت انتخابات و کمک به اجرای قانون همراه بود البته واکنش‌های بسیاری را در پی داشت. از جمله آن‌ها عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان بود که در واکنش به تشکیل کمیته صیانت از آرای اصلاح‎طلبان، طی یک موضعگیری شفاف و صریح، تشکیل چنین کمیته‎ای را از اساس غیرقانونی خواند و آن را مغایر با قانون اساسی دانست.
 
بنا به گفته کدخدایی هر نهادی که بخواهد عهده‌دار وظایفی درخصوص انتخابات شود، نیازمند قانون است. او تأکید کرد تا زمانی ‎که قانونی در این رابطه تصویب نشود، تشکیل این‎گونه نهاد‌ها و مراجع مشابه هیچ اعتبار حقوقی و قانونی نخواهد داشت و توهین به مردم و نظام تلقی می‌‎شود.
 
اصرار کمیته صیانت از آرا در راستای نافرمانی مدنی 
 
از طرفی اگر به قوانین نگاهی بیندازیم درمی‌یابیم که توجیه قانونی این کمیته یک توجیه مبهم و باطلی است. زیرا در اصل 39 قانون انتخابات، مسئله نظارت مردمی بر انتخابات در قالب انتخاب 13 نفر از معتمدین محل (8 نفر اصلی و 5 نفر علی البدل) آمده است که باید توسط هیأت نظارت شورای نگهبان تأیید شوند.
 
تشکیل‌دهندگان کمیته صیانت از آرا بر اساس این اصل مدعی بودند که فارغ از نظارت شورای نگهبان و به جهت پاسداشت نظارت مردمی بر انتخابات، این کمیته را تشکیل داده‌اند.
 
آنان مدعی بودند که اگر قانون، اصل نظارت مردمی را پذیرفته پس چرا معتمدین محل را شورای نگهبان باید تأیید کند؟ در پاسخ باید گفت که نظارت مردمی بر انتخابات باید یک‌ سازوکار مشخصی داشته باشد؛ نمی‌شود که هر گروه و حزبی با علم کردن مسئله نظارت مردمی، به تشکیل یک کمیته روی آورد تا در مهم‌ترین پدیده سیاسی کشور، یعنی انتخابات دخالت کرده و اذهان عمومی جامعه را در جهت خواست خود نسبت به آن هدایت کند؛ چه این‌که ممکن است گروهی وابسته به بیگانه و با اهدافی ساختارشکنانه با علم کردن این موضوع خواستار نظارت مردمی بر انتخابات شود. بنابراین نادیده گرفتن قانون در اینجا سبب تشویش اذهان عمومی و هرج و مرج خواهد شد.
 
از سوی دیگر اصل 8 قانون انتخابات ریاست جمهوری تصریح می‌کند: «نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری به عهده شورای نگهبان است. این نظارت عام و در تمام مراحل و در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است.»
 
طبق این اصل، شورای نگهبان می‌تواند بر صلاحیت معتمدین محل نیز نظارت کند. همچنین تبصره 3 ماده 39 (مربوط به معتمدین محل) می‌نویسد: «معتمدین این ماده باید دارای ایمان و التزام عملی به اسلام و قانون اساسی و حسن شهرت و سواد خواندن و نوشتن بوده و از عوامل مؤثر در تحکیم رژیم سابق و وابسته به گروه‌های غیرقانونی نباشند.»
 
براساس این تبصره روشن است که نظارت شورای نگهبان در انتخاب معتمدین محل باید وجود داشته باشد و شاید در کمیته صیانت از آرا افرادی جمع شده بودند که با پشت‌پا‌زدن به قانون اساسی خواستار تغییرات اساسی در نظام بودند.
 
از این رو دیگر مصداق معتمدین تصریح شده در قانون نمی‌شوند. بنابراین اصرار کمیته صیانت از آرا برجایگاه قانونی و مردمی خود و لزوم پذیرش آن توسط نظام در واقع نوعی نافرمانی مدنی بود که بررسی رفتار این کمیته در قبل و بعد از انتخابات بیشتر مسئله را روشن می‌کند.




موضوع مطلب :


دوشنبه 91 خرداد 22 :: 11:13 عصر ::  نویسنده : soltani

سومین سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری در حالی فرا رسیده است که این انتخابات به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد خود، سلسله رخدادهای قبل و بعد آن و نیز تاثیرات قابل توجهی که بر فضای سیاسی و اجتماعی کشور گذاشت، از مهم‌ترین آزمون‌های ملی و حساسترین تحولات تاریخ انقلاب به شمار می‌آید. بر همین اساس، رجانیوز طی سلسله مطالبی به بازخوانی اهم اتفاقات رخ داده در سال 88 می پردازد که در بخش اول، ریشه های طرح ادعای تقلب در انتخابات بررسی می شود:
  
ادعای ناجوانمردانه «تقلب» به نظامی که با رای و حضور مردم ایجاد شده، رشد کرده و قوام یافته است، در همین ساختمان شوم ساخته و پرداخته شده و به حاصل دسترنج 30 ساله ملت ایران حمله شده است. از این پس همین ادعا و فعالیت‌های غیرقانونی است که فرصت را برای دشمنان همیشه در کمین این ملت فراهم آورد تا از اعتراض مردمی که عمده آن‌ها تنها ابهام و سوال نسبت به برخی از زوایای انتخابات داشتند، برای ایجاد شورش و اغتشاش سوءاستفاده کنند.
 
برخی جملات گاهی به اندازه یک تاریخ بار معنایی دارند و این نه فقط به دلیل به کارگیری صحیح واژه‌ها و معنای است بلکه زمینه‌های اجتماعی، تحولات سیاسی، ذهنیت‌ها،پارادایم‌ها، حقایق مکتوم و مطالبات مکنون است که همه و همه یک فضای آماده‌ای را برای پذیرش معمولی آن جمله مهیا می‌سازد. وقتی محمدعلی ابطحی در دادگاه از «تقلب» به عنوان اسم رمز آشوب‌های خیابانی و فتنه بعد از انتخابات یاد کرد، برخی سعی کردند به انحاء مختلف آن جمله را مخدوش کنند و نگذارند در افکار عمومی جای گیرد اما غافل از اینکه آنچنان فضای عمومی محیای شنیدن این سخن حق بود که تلاش آنان بی‌فرجام ماند و جمله «تقلب، رمز آشوب» با کوه‌بار سنگینی از معانی و مفاهیمی که آن را حمل می‌کرد بر سطور حقایق تاریخی نظام اسلامی جای گرفت.
 
اما آیا این ادعای تقلب فقط در روز انتخابات و بعد از آن خلق شد؟ هر منصفی در عرصه انتخابات خواهد گفت که موج تردید در اذهان طرفداران موسوی قبل از انتخابات کاشته شد اما چرا و چگونه و توسط چه کسانی؟
 
جرقه «تقلب» در نماز جمعه هاشمی
 
«تقلب» از واژه‌هایی بود که در سال 1388 به ‌‌نهایت شکوفایی ادبی رسید و معانی آن در نزد ناظران سیاسی و سیاسیون از تعداد انگشتان دو دست هم فرا‌تر رفت. از تخلف در انتخابات و ابطال آن گرفته تا عبارت «رمز آشوب» و براندازی؛ همگی از جمله معانی مختلف این واژه جنجالی بودند.
 
البته این اختلاف‌ها درباره مبدع و طراح اصلی «ایده تقلب» هم مطرح است. چنانچه عده‌ای از ناظران میرحسین موسوی و گروه مشاورانش، گروهی اتاق فکر جریان اصلاحات و برخی نیز ایده تقلب را وارداتی و چکش کاری شده غربی‌ها می‌دانند. اما بخشی از تحلیلگران سیاسی با تکیه بر اسناد و مدارک مختلف همچنان معتقدند که خالق عبارت «تقلب در انتخابات» آقای اکبر ‌هاشمی رفسنجانی است.
 
پذیرش این نظر شاید در ابتدا کمی سنگین‌تر از دیگر گزینه‌های موجود باشد اما مروری بر مواضع رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در یک سال منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم و توصیه و هشدارهای معنادار وی درباره احتمال وقوع تقلب، زمینه پذیرش این نظر را هموار می‌کند.
 
نخستین ورود آقای هاشمی را به موضوع تقلب، همانند بسیاری از مواضع خبرساز وی باید در تریبون نماز جمعه ردیابی کرد. در پاییز سال 87 و در زمانی که چندین ماه تا گرم شدن تنور تبلیغات انتخاباتی مانده بود، رئیس مجمع تشخیص مصلحت دست بکار شد و در سخنانی که مناسبتی برای آن وجود نداشت، از لزوم «صیانت از آرای» مردم و اهمیت آن سخن گفت.
 
هرچند این سخنان با بی‌توجهی بخشی از سیاسیون همراه شد اما اصرار آقای ‌هاشمی رفسنجانی بر طرح این موضوع از تریبون‌های مهم، بسیاری را به تأمل واداشت.
 
وی در همایش جنجالی 30 سال قانونگذاری که با دعوت علی لاریجانی، رئیس مجلس و با حضور برخی چهره‌های مطرح اپوزیسیون برگزار شد، دیگر بار کوشید تا توجه افکار عمومی را به سوی ایده تقلب هدایت کند.
 
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخشی از سخنانش در این باره گفت: اگر مردم احساس کنند رأیشان در سرنوشت آنان بی‌اثر است و متولیانی پیدا شوند که رأی آن‌ها را هر جوری که می‌خواهند، بخوانند آنگاه دلسرد می‌شوند، چون مردم مسلمانند و هیچ وقت به کشور خیانت نمی‌کنند.
 
این سخنان در شرایطی از تریبون مجلس بیان می‌شد که درست شش ماه و 10روز تا انتخابات 22 خرداد، فاصله بود.
رویه آقای هاشمی در عین هدفمند بودن، مطابق با ظرفیت فضای سیاسی کشور ادامه یافت. البته از آنجایی‌که کاندیداتوری هیچ یک از چهره‌های افراطی اصلاح طلب در انتخابات قطعی نشده بود، محافل بیگانه هم هر از چندگاهی، هجمه به انتخابات ریاست جمهوری دهم را در دستور کار قرار می‌دادند.
 
اولین هشدار درباره این شبهه افکنی‌ها را رهبر معظم انقلاب در نخستین روز سال 88 و در جمع پرشکوه زائران امام رضا (ع) دادند.
 
ایشان با انتقاد از برخی که بیهوده تلاش می‌کنند از هم اکنون انتخابات 22 خرداد ریاست جمهوری را در ذهن مردم خدشه‌دار کنند، افزودند: تاکنون حدود 30 انتخابات در کشور برگزار شده و مسئولان وقت رسماً سلامت و صحت انتخابات را تضمین کرده‌اند و به همین علت مردم تحت تأثیر حرف‌هایی که تلاش می‌کنند انتخابات ریاست جمهوری را از هم‌اکنون متزلزل و خدشه‌دار جلوه دهند قرار نمی‌گیرند.
 
هفت روز پس از سخنان مهم رهبر معظم انقلاب، تریبون نماز جمعه تهران، بار دیگر در اختیار رئیس مجمع تشخیص قرار گرفت.
 
گرچه انتظار می‌رفت که آقای هاشمی در همراهی با بیانات رهبر انقلاب، بر صحت انتخابات و اطمینان دهی به مردم سخن بگوید اما در عین ناباوری ناظران سیاسی، وی حتی تأکیدات رهبر انقلاب را در جهت رویکرد سابق خود تفسیر کرد:
 
«مردم باید اطمینان داشته باشند که‌‌ همان رأیی که می‌دهند اثر خود را می‌گذارد.» این سخنان با مانور ویژه جریان اصلاحات و رسانه‌های خارجی حامی آنان هم همراه بود. شاید به همین دلیل بود که دو روز بعد یعنی نهم اردیبهشت، این موضوع در محورهای سخنرانی رهبر معظم انقلاب در جمع پرستاران، معلمان و کارگران قرار گرفت.
 
البته این بار آدرس‌هایی که ایشان دادند به مراتب دقیق‌تر از گذشته بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مخاطب سخنانشان را «برخی دوستان بی‌انصاف» نام گذاشتند و فرمودند: با حضور پرانگیزه مردم همواره انتخاباتی سالم، متقن و خوبی در ایران برگزار شده اما متأسفانه برخی دوستان بی‌انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آن‌ها توجه کنند با ناسپاسی علیه ملت حرف می‌زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن سلامت انتخابات را زیر سؤال می‌برند.
 
رهبر انقلاب اسلامی سلامت همه انتخابات گذشته را نتیجه زحمات مسئولان و ملت برشمردند و افزودند: در یکی دو انتخابات، شبهاتی برای عده‌ای پیش آمده بود اما تحقیق و بررسی دقیق نشان داد که خدشه‌ای به آن انتخابات هم وارد نیست.
 
ایشان با یادآوری نتایج برخی انتخابات گذشته یادآوری کردند: مکرر اتفاق افتاده است که نتیجه انتخابات به ضرر جناحی که روی کار بوده تمام شده است پس چگونه ممکن است کسی انتخابات در ایران را زیر سؤال ببرد.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین تلاش‌های محافل غربی و صهیونیستی را درباره القای موضوع تقلب مورد اشاره قرار دادند و با تأکید بر نقش تعیین کننده رأی و اراده مردم در قانون اساسی برای انتخاب مستقیم یا غیرمستقیم همه مسئولان کشور، خاطرنشان کردند: این روند در تمامی 30 سال اخیر با قوت و قدرت ادامه یافته اما دشمنانی که منافع نامشروع آنان در ایران قطع شده است با نادیده گرفتن یا انکار پدیده مبارک و با ارزش حضور مردم در مدیریت کشور همواره تلاش کرده‌اند به انتخابات ایران خدشه وارد کنند.
 




موضوع مطلب :


یکشنبه 91 خرداد 14 :: 5:55 عصر ::  نویسنده : soltani

http://mq1372.persiangig.com/birth.jpg

 


ولادت امام علی ( ع )

 

ولادت و حسب و نسب 

بنا بوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل (1) بطرز عجیب و بیسابقه‏اى در درون کعبه یعنى خانه خدا بوقوع پیوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نیر گوید:

 

اى آنکه حریم کعبه کاشانه تست‏
بطحا صدف گوهر یکدانه تست‏
گر مولد تو بکعبه آمد چه عجب‏
اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

 

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت این کودک مانند ولادت سایر کودکان بسادگى و بطور عادى نبود بلکه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میکرد و پیوسته بدرگاه خدا مناجات کرده و تقاضا مینمود که وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا باین کودک حامل بود خود را مستغرق در نور الهى میدید و گوئى از ملکوت اعلى بوى الهام شده بود که این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.

شیخ صدوق و فتال نیشابورى از یزید بن قعنب روایت کرده‏اند که گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در کنار خانه خدا نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین در حالیکه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدایا من بتو و بدانچه از رسولان و کتابها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میکنم و اوست که این بیت عتیق را بنا نهاده است بحق آنکه این خانه را ساخته و بحق مولودى که در شکم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، یزید بن قعنب گوید ما بچشم خوددیدیم که خانه کعبه از پشت(مستجار) شکافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گردید و دیوار بهم بر آمد چون خواستیم قفل درب خانه را باز کنیم گشوده نشد لذا دانستیم که این کار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالیکه امیر المؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا که پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشک را بدست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد(و هنگامیکه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید که از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا کرد اى فاطمه نام او را على بگذار که او على است و خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأدیبش کردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست که بتها را از خانه من میشکند و اوست که در بام خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر کسیکه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر کسى که او را دشمن دارد و نافرمانیش کند. (3)

 

و چنین افتخار منحصر بفردى که براى على علیه السلام در اثر ولادت در اندرون کعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده بدست نیامده است و این سخن حقیقتى است که اهل سنت نیز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانکه ابن صباغ مالکى در فصول المهمه گوید:

 

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتکرمته. (4)

 

یعنى پیش از آنحضرت احدى در خانه کعبه ولادت نیافت مگر خود او واین فضیلتى است که خداى تعالى به على علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجلیل و تکریم نمایند.

 

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسمیه آنحضرت بعلى چنین نوشته شده است که چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسینه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پیشگاه خداوند تعالى چنین مناجات نمود.

 

یا رب هذا الغسق الدجى‏
و القمر المبتلج المضى‏ء
بین لنا من حکمک المقضى‏
ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

 

هاتفى ندا کرد:

خصصتما بالولد الزکى‏
و الطاهر المنتجب الرضى‏
فاسمه من شامخ على‏
على اشتق من العلى (6)

 

علماى بزرگ اهل سنت نیز در کتب خود بهمین مطلب اشاره کرده‏اند و محمد بن یوسف گنجى شافعى با تغییر چند لفظ و کلمه در کفایة الطالب چنین مینویسد که در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و این دو بیت را گفت.

 

یا اهل بیت المصطفى النبى‏
خصصتم بالولد الزکى‏
ان اسمه من شامخ العلى‏
على اشتق من العلى (7)

 

و در بعضى روایات آمده است که فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پیش از اینکه بوسیله نداى غیبى نام او على گذاشته شود) نام کودک را حیدر نهاد و هنگامیکه او را قنداق کرده بدست شوهر خود میداد گفت خذه فانه حیدرة و بهمین جهت آنحضرت در غزوه خیبر بمرحب پهلوان معروف یهود فرمود:
انا الذى سمتنى امى حیدرة


ضرغام اجام و لیث قسورة (8)

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حیدر جزو سایر القاب بر او اطلاق گردید و از القاب مشهورش حیدر و اسد الله و مرتضى و امیر المؤمنین و اخو رسول الله بوده و کنیه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

 

همچنین خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نیز از روایات گذشته معلوم میشود که آنها در جاهلیت موحد بوده و براى تعیین نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولین گروهى است که به آنحضرت ایمان آورد و بمدینه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اکرم صلى الله علیه و آله و سلم پیراهن خود را براى کفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقین فرمود و دعا نمود. (9)

 

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم بدو ایمان آورده و چون شیخ و رئیس قریش بود لذا ایمان خود را مصلحة مخفى مینمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان که آیا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حالیکه میگفت:

 

و قد علموا ان ابننا لا مکذب‏
لدینا و لا یعبأ بقول الا باطل

 

یعنى مشرکین مکه دانستند که فرزند ما(محمد صلى الله علیه و آله و سلم) نزد ما مورد تکذیب نیست و بسخنان بیهوده اعتناء نمیکند مثل ابوطالب مثل اصحاب کهف است که ایمان خود را در دل مخفى نگهمیداشتند و ظاهرا مشرک بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق علیه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب کهف است که در دل ایمان داشتند و ظاهرا مشرک بودند و خداوند دو پاداش (یکى براى ایمان و یکى براى تقیه) بآنها داد. (10)

 

اشعار زیادى از ابوطالب در مدح پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله مانده است که اسلام وى از مضمون آنها کاملا روشن و هویداست چنانکه به آنحضرت خطاب نموده و گوید:

 

و دعوتنى و علمت انک ناصحى‏
و لقد صدقت و کنت قبل امینا
و ذکرت دینا لا محالة انه‏
من خیر ادیان البریة دینا (11)

 

بحضرت صادق عرض کردند که(اهل سنت) گمان کنند که ابوطالب کافر بوده است فرمود دروغ گویند چگونه کافر بود در حالیکه میگفت:

 

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا
نبیا کموسى خط فى اول الکتب (12)

 

شیخ سلیمان بلخى صاحب کتاب ینابیع المودة درباره ابوطالب گوید:

و حامى النبى و معینه و محبه اشد حبا و کفیله و مربیه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابیاتا کثیرة و شیخ قریش ابوطالب. (13)

 

یعنى ابوطالب که رئیس و بزرگ قریش بود حامى و کمک پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و او را بسیار دوست داشت و کفیل معیشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زیادى سروده است.(درباره اثبات ایمان ابوطالب مطالب زیادى در کتب دینى‏نوشته شده و کتابهاى مستقلى نیز مانند کتاب ابوطالب مؤمن قریش برشته تألیف در آمده است) .

بارى ولادت على علیه السلام در اندرون کعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشید و شعراى عرب و عجم در اینمورد اشعار زیادى سروده‏اند که در خاتمه این فصل بچند بیت از سید حمیرى ذیلا اشاره میگردد.

 

ولدته فى حرم الاله امه‏
و البیت حیث فنائه و المسجد
بیضاء طاهرة الثیاب کریمة
طابت و طاب ولیدها و المولد
فى لیلة غابت نحوس نجومها
و بدت مع القمر المنیر الاسعد
ما لف فى خرق القوابل مثله‏
الا ابن امنة النبى محمد (14)

 

مادرش او را در حرم خدا زائید در حالیکه بیت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى که لباسهاى پاکیزه ببر داشت و خود پاکیزه بود و مولود او و محل ولادت نیز پاکیزه بود.

در شبى که ستاره‏هاى منحوسش ناپیدا بوده و سعیدترین ستاره بهمراه ماه پدید آمده بود .




موضوع مطلب :



درباره وبلاگ

پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 54
بازدید دیروز: 77
کل بازدیدها: 51540

لوگوی اختصاصی وبلاگ مظهر ایران شهدا هستند

مظهر قدرت ایران شهدا هستند